مفهوم نزدیک بینی بازاریابی که از آن به خطای نزدیک بینی در بازاریابی نیز یاد می شود چیست؟ اگر از بسیاری از شرکت ها درباره کسب و کارشان بپرسید، به معرفی خط محصول یا جزئیات خدماتشان می پردازند. برای مثال، بسیاری از تولید کنندگان تلفن های همراه می گویند در کار تولید تلفن های هوشمندند و کمتر احتمال دارد که کسب و کارشان را برقراری ارتباط میان افراد و امکان پذیر کردن ارتباطات در هر زمان و مکان تعریف کنند.
یک شرکت تولید کننده محصولات مراقبت از پوست را در نظر بگیرید. به احتمال بسیار زیاد آنها به تولید مجموعه ای از محصولات مراقبت از پوست اشاره می کنند تا اینکه کسب و کارشان را کمک به بانوان برای داشتن پوست سالم تر و جوان تر یا احساس کردن زیبایی بدانند. این تفاوتی ظریف اما مهم است!
این نمونه ها مثال هایی از مفهوم نزدیک بینی بازاریابی است که تئودور لویت Theodore Levitt آن را بیش از پنجاه سال پیش بیان کرد و خطر آن تا به امروز پابرجاست. محصولات شرکت هایی که در دام نزدیک بینی بازاریابی گرفتار شده اند چشم آنها را بسته است، به طوری که نمی توانند اهداف بزرگ تر یا پویایی های واقعی بازار را درک کنند.
این شرکت ها سرمایه های میلیاردی را صرف ساختن نسل جدیدی از محصولاتشان می کنند که کمی بهتر از نمونه های قبلی است. آنها از معیارهای کاملا درونی مانند حقوق انحصاری اختراعات، دستاوردهای فنی و مانند آن برای سنجش پیشرفت و موفقیت استفاده می کنند، بدون آنکه نیازهای مصرف کنندگان و بازار در حال تغییر را در نظر بگیرند، یا از خود بپرسند که در چه کسب و کاری فعالند، کدام نیازهای مصرف کننده را پاسخ می دهند و چگونه می توانند به بهترین وجه این نیازها را برآورده سازند.
بزرگترین خطر نگرش محصول محور، توجه به مسائل اشتباه مانند مواد اولیه، مهندسی و ترکیبات شیمیایی محصول و غافل شدن از مصرف کننده است. برخی اوقات بقدری توان سازمان به امورات داخلی محصول معطوف می گردد که فراموش می کنیم اصلا تاریخ انقضای این نوع محصول یا تکنولوژی در بازار تمام شده است.
یک مثال معروف شرکت نوکیا است که زمانی رهبر بلامنازع بازار گوشی تلفن همراه بود ولی با پافشاری بر این خطای نزدیک بینی محصولی و عدم در نظر گرفتن نیاز مصرف کننده و تغییرات بازار ، بر بهبود ویژگی پلت فرم موجود تمرکز نموده بود حال آنکه پس از رونمایی از پلت فرم های جدید متوجه شد که دیگر این پلت فرم ها مورد پسند مصرف کننده نیست!
شما چه مثال های دیگری از این خطای نزدیک بینی بازاریابی می شناسید؟
نوشته : فرشید بهارلو
فرشید بهارلو